|
صخره
|
| ||||
|
می آمدم از سفر دور خویش ،
بی پالان و افسار ،
چون الاغان آزاد ،
به یاد علفزارهای سر سبز و شاد ،
چه الاغی شده ام !
چاق و پروار و قوی ،
"هر چه می خواهی بران ،
هر چه می خواهی بزن ،
هر چه می خواهی بکن "
کمرم عاشق تازیانه ها ، جگرم سوخته از کنایه ها ،
چه الاغی شده ام !
کاش گرگی برسد !
سینه ام را بدرد ،
جگر زشت و کثیفم بخورد !
مغز بی مصرف من را ،
که پر از فکر پلید ،
که پر از بوی علفهای بهار ،
که پر از وز وز بال مگس است ،
بی محابا به کف مزرعه ی یونجه بپاشد ناگاه ،
کاش گرگی برسد !
کاش گرگی برسد ، این همه پینه که از پای رفیق ،
بر سر و چشم من است ،
به یکی پنجه ی تیز ، بدرد ، بکند ، خاک کند .
چه الاغی شده ام !
کاش گرگی برسد ،
شانه ی خسته و پرخون مرا
- که پر از لطف شماست -
بکند با گازی ، بخورد رقص کنان
کاش گرگی برسد ،
گردنم – کوره ی دستان تو را - چاک دهد ،
کاش گرگی برسد ،
دل تنگم بدرد ،
کاش گرگی بدرد ،
کاش گرگی بخورد ،
کاش گرگی برسد ... !
K1 R1
در تاریخ 25 و26 ژانویه برابر با 5 و6 بهمن 1386 در طی مسابقات کشوری سنگنوردی داخل سالن آمریکا، امیلی هرینگتون وکریس شارما با تاپ کردن دشوارترین مسیرها به عنوان قهرمانان ملی در رشته سختی مسیر شناخته شدند.

در این مسابقات امیلی هرینگتون که به عنوان موفقترین سنگنورد آمریکایی که در مسابقات بین المللی شرکت می کند در رقابتی نزدیک با پایژ کلاسن به عنوان نفر اول زنان دست یافت.

این مسابقات در سالن سنگنوردی مومنتوم در شهر سندی از ایالت یوتا برگزار شد و اعضای تیم آمریکا در رشته سختی مسیر از میان نفرات برترانتخاب شدند.
سه نفر اول مردان به عنوان تیم مردان انتخاب و پنج خانم جهت تیم زنان نامزد شدند که در این میان امیلی هرینگتون به علت نتایج خوبش از دیگر مدعیان فاصله زیادی دارد اما به دلیل تساوی، میان زنان دیگر رقابت نزدیکی جهت انتخاب وجود دارد.

اعضای تیم آمریکا جایزه ای 6000 دلاری جهت شرکت در مسابقات بین المللی را دریافت می کنند.
مسابقات سختی مسیر مردان
1- کریس شارما
2- جان کاردول
3- دیو گراهام
4- جو کیندر
5- رایان رودن
مسابقات سختی مسیر زنان
1- امیلی هارینگتون
2- پایژ کلاسن
3- تیفانی هنسلی
4- ساشا دیوگولیان
5- الکس پوچیو
مسابقات سرعت مردان
1- رایان رودن
2- برایان فورسینیتی
3- دانیال دوران
4- کیل مک فارلند
مسابقات سرعت زنان
1- تیفانی هنسلی
2- آماندا ساتون
3- استفانی اوتلند
هم طناب
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: بهداشت و درمان - عمومي
از ديدگاه روانشناسي و به اعتقاد روانشناسان؛ تا زماني كه خرافات مانند به چوب ضربه زدن، براي درامان ماندن يا دوري كردن از گربه سياه و عدد 13، رفتارمان را تحت تاثير قرار ندهند، بي ضرر هستند.
به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در بسياري از ما كمي خرافه وجود دارد. 4 سال قبل انستيتوي نظرسنجي عمومي در آلنزباخ در آلمان، طبق نظرسنجيهاي صورت گرفته اعلام كرد كه اعتقاد به مسايل توجيه ناپذير در همه جاي دنيا وجود دارد. براي مثال، 43 درصد آلمانيها اعتقاد دارند كه برگ شبدر چهار پر شانس ميآورد.
طبق آمار به دست آمده، رشد اين تفكر در سالهاي اخير 17 درصد بيش از بيست سال گذشته بوده است و يا در مثالي ديگر معلوم شده كه از هر چهار نفر يك نفر از عدد 13 ميترسد.
اشتفان گرونه والد، روانشناس آلماني تاكيد ميكند كه اعتقاد به نيروهاي غيرعقلاني چنان در روح و جان انسان ريشه دوانده كه حتي وقتي اين اعتقادات را سركوب ميكنيم باز هم به آنها پايبند هستيم. در غير اين صورت چرا بايد براي اطمينان خاطر به چوب بزنيم. اميد به كمي خوش شانسي بهتر از ترس از بدشانسيهاي احتمالي است.
كريستين دافيديس روانشناس و روان درمانگر آلماني در اين باره ميگويد: در تشريح علت اين كه چرا تعداد افراد خرافاتي روز به روز بيشتر ميشود، بايد دانست هنگامي كه اطمينان خاطر وجود ندارد خرافات به فرد، اراده و پايداري ميدهد. فرد احساس ميكند كه همه چيز كاملا رو به راه و مرتب است، امروزه ديگر كليسا نميتواند در بسياري از افراد امنيت و اطمينان ايجاد كند.
اين روانشناس ميگويد كه زنان بر اساس نظرسنجيهاي انجام شده از مردان، خرافاتيتر هستند و علت آن است كه زنان در مورد مسايل غيرعقلاني قدرت درك بهتري نسبت به مردان دارند.
آنها ميدانند كه همه چيز در زندگي با عقل تحت اختيار فرد در نمي آيد در نتيجه به الهامات قلبي و اميدواريها در خرافات روي ميآورند.
چنانچه بخواهيم بدانيم كه آيا در پس بعضي از خرافات ذرهاي هم حقيقت وجود دارد بايد گفت كه انسان خود شخصا كمي حقيقت براي آنها مي سازد.
به اعتقاد روانشناسان، آرزوها و اميال شخصي ميتوانند اشيا را به شكل نمادين درآورند لذا طلسم يا يك نظر قرباني ديگر، قابليتهاي خود و دلخواه ما را مثل قدرت، توانايي و اعتماد به نفس، تقويت ميكند.
وقتي جراتمان را از دست ميدهيم، ميتوانيم آن را به شكل يك شي دوباره به دست آوريم و به اين ترتيب دوباره جرائت پيدا كنيم. از اين طريق يك اطمينان و اتكا به نفس دروني در فرد ايجاد ميشود.
وقتي نماد خوش شانسي انتظار فرد را بر آورده نكند، او اين جريان را توجيه ميكند تا دوباره با نماد خوش شانسي خود تطبيق پيدا كند. در اين وضعيت او بيشتر خود را مقصر ميداند و نميخواهد طلسم جادويي را از دست بدهد.
طلسم خوش شانسي، اعتقاد به ارتباط عالي با دنياي اطراف و در نتيجه اطمينان و آسودگي خاطر را به وجود ميآورد. به همين دليل فرد ميخواهد آن را به دست آورد.
به عقيده روانشناسان؛ خرافات به طوري معمول بي ضرر است. با اين همه دو موضوع مهم وجود دارد يكي اين كه انسان بايد از خرافات فاصله بگيرد و بتواند به تصورات خود بخندد، ديگر اين كه هيچ كس نبايد خود را اسير و بسنده خرافات كند.
در واقع خرافاتيترين فرد بايد بتواند در رديف 13 سينما بنشنيد، آن هم هنگامي كه جز اين رديف هيچ جاي ديگري براي نشستن وجود نداشته باشد، اگر فرد نتواند اين كار را انجام دهد، نوعي رفتار و واكنش اجباري ناشي از خرافات در او به وجود ميآيد.
دافيديس خاطرنشان ميكند كه هر چه بيشتر به اشياء، مفهومي نمادين بدهيم به همان اندازه در زندگي وضع نامطمئنتري خواهيم داشت. بنابراين بايد از خود بپرسيم چگونه ميتوانيم مطمئنتر و خاطر جمعتر باشيم؟ چون در پشت تصورات خرافاتي اغلب تصويري از ما وجود دارد كه ميتواند به ما كمك كند تا متحول شويم.
انتهاي پيام